تحلیل و آسیب شناسی فعالیت بیمارستانهای دامهای کوچک و ارائه چند پیشنهاد

بسمه تعالی

 

با گسترش روند نگهداری از حیوانات خانگی در کشور، ارائه خدمات درمانی آنها نیز به صورت طبیعی گسترش یافته به نحوی که این روند در کلانشهرها غیرقابل انتظار بوده است. به طور مثال طی 5/2 سال گذشته تعداد بیمارستانهای تاسیس شده در تهران از 6 مورد به 22 مورد افزایش یافته است و شاهد فعالیت بالغ بر 150 کلینیک در این شهر می باشیم که به معنای رشد 360 درصدی طی مدت 5/2 سال است.

عدم رشد همزمان نگهداری حیوانات با افتتاح مراکز درمانی (علی الخصوص بیمارستانی) منجر به عدم توازن بین عرضه و تقاضا گردیده است که نتیجه آن را می توان ایجاد رقابت شدید و در بسیاری موارد ناسالم بین مراکز درمانی، عدم امکان تامین کادر درمانی متبحر به خصوص در مراکز جدیدالتاسیس دانست. همچنین افزایش سریع تعداد بیمارستانها این تصور را برای افرادی که دورادور شاهد این بازار هستند ایجاد می نماید که سرمایه گذاری در این زمینه می بایست دارای سود کلانی باشد، لذا شاهد ایجاد جوی کاذب در سرمایه گذاری در این زمینه توسط افرادی که بعضا دامپزشک نبوده و یا تجربه ای در این زمینه نداشته اند بوده ایم.

وجود نابسامانی در شرح وظایف کلینیکها، پلی کلینیکها و بیمارستانها منجر به تداخل خدمات دهی مشهودی گردیده است به طوریکه قریب به اتفاق کلینیکها برخلاف نص آئین نامه ماده 10 دارای امکانات پاراکلینیکی قابل توجه، بستری و … می باشند و کوچکترین نگرانی از این بی قانونی ندارند و هیچ برخوردی از طرف مراجع ذی صلاح آنها را تهدید نمی نماید.این وضعیت منجر به حذف پلی کلینیکها از چارت درمان و تبدیل شدن برخی بیمارستانها به دی کلینیک و برخی کلینیکها به یک بیمارستان گردیده است. در بین بیمارستانها نیز تنها سه دسته وجود دارند که فعالیتشان دارای توجیه است: 1) آنهایی که به دلیل قدمت، شرایط پایداری دارند 2) بیمارستانهایی که به دلیل ارائه خدمات خاص از جمله جراحی های ویژه و منحصر به فرد بیماران خاص خود را دارند 3) بیمارستانهایی که با ارائه خدمات اصطلاحا حمایتی بخشی از بازار را در دست دارند . مجموع این سه دسته در شهر تهران مسلما از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمی رود.

سخت گیرانه ترین بازدیدها توسط سازمان دامپزشکی، سازمان بازرسی کشور، سازمان انرژی اتمی و شهرداریها صرفا از بیمارستانها انجام می پذیرد و کلینیکها ظاهرا از اینگونه امور معافند و تمامی خدمات بیمارستانی را بدون لحاظ کردن استانداردهای موکد و مصرح  از جمله فضای فیزیکی، اخذ مجوزهای لازم و … ارائه می دهند.همانطور که واضح است هزینه های ثابت و جاری بیمارستانها غیر قابل قیاس با کلینیکها می باشد و این امر موجب بالارفتن هزینه تمام شده در بیمارستانها در مقایسه با کلینیهایی می گردد که عملا خدمات مشابهی با بیمارستانها ارئه می دهند. این موضوع سبب اقبال بخش گسترده ای از مراجعین جهت دریافت خدمات بیمارستانی در یک کلینیک به دلیل پایین تر بودن هزینه ها می گردد. با توجه به وضعیت مذکور است که متاسفانه شاهد تعطیلی 1 بیمارستان، در آستانه تعطیلی قرار گرفتن 1بیمارستان دیگر، در حال فروش بودن 2 بیمارستان و تبدیل شدن چند بیمارستان به مراکزی غیر شبانه روزی در تهران هستیم.

مسلما با وضعیت موجود، افق پیش روی بیمارستانها نگران کننده است و متاسفانه تعطیلی چند بیمارستان دیگر در سال جاری امر محال یا دور از ذهنی به نظر نمی رسد و این به معنای از بین رفتن سرمایه مادی و معنوی قابل توجهی است که متوجه دامپزشکی و اقتصاد کشور خواهد شد. با تعطیلی هر بیمارستان حداقل 30 تا 50 شغل مستقیم و غیرمستقیم از بین خواهد رفت و حداقلبین 500 میلیون تا 5/1 میلیارد تومان سرمایه گذاری نابود خواهد شد، علاوه بر این فعالیتهای خاص درمانی که مختص بیمارستانهاست در بین سایر مراکز تقسیم خواهد شد که قطعا منجر به افت کیفی خدمات می گردد.

اما آیا باید نظاره گر این شرایط بود و دست بر روی دست نهاد تا سرمایه های ارزشمند دامپزشکی کشور و انگیزه های خدمت در این زمینه از بین برود؟ مسلما پاسخ منفی است و مطمئنا مهمترین وظیفه بر دوش سازمان دامپزشکی و سازمان نظام دامپزشکی می باشد تا با اتخاذ تصمیمات صحیح،مانع این رخداد قریب الوقوع و تلخ گردند.

این سازمانها می توانند و شاید بهتر بگوییم می بایست همگام با استاندارد سازی مراکز بیمارستانی و درمانگاهی و جلوگیری از اختلاط خدمات در این مراکز نقش به سزایی در ساماندهی و ارتقاء خدمات دامپزشکی ایفا نماید. به عنوان مثال و به تصریح آئین نامه ماده 10 وجود آزمایشگاه، بستری، رادیولوژی و داروخانه می بایست محدود به بیمارستانها باشد و کلینیکها مجاز به دایر کردن و ارائه خدمات در این موارد نیستند . اما رعایت نشدن این بند قانون باعث تعطیلی تقریبی نظام ارجاع در دامپزشکی دامهای کوچک کشور و محروم شدن بیمارستانها از یکی از مهمترین راههای درآمدزایی گشته است.

درمانگاههای دامپزشکی بر خلاف هم نامشان در رشته پزشکی ، حداکثر سطحی معادل مطب ها دارند . لذا همانگونه که اقدامات پیشرفته درمانی نظیر جراحیها( بجز جراحیهای سرپایی) در مطبها انجام نمی پذیرند، نباید در درمانگاههای دامپزشکی نیز صورت پذیرند و بیماران نیازمند باید به بیمارستانهایی که بدین منظور تجهیز شده اند ارجاع شوند.

وجود جلسات هم اندیشی مسئولان دامپزشکی کشور با مسئولین بیمارستانها می تواند اثرات مفیدی دربر داشته باشد که نمونه های آنرا می توان در استان تهران و خراسان رضوی علی الخصوص درمورد مشکلات ایجاد شده توسط شهرداریها لمس نمود.

تعاملات هرچه بیشتر سازمان دامپزشکی کشور و نظام دامپزشکی با سایر نهادهای حکومتی از جمله اداره امور مالیاتی و آگاه ساختن آنها از میزان و نحوه خدمات دهی، درآمد و هزینه های بیمارستانها می تواند در تعیین نرخ واقعی مالیات این مراکز کاملا اثرگذار باشد.

باری،  ذکر مطالب فوق ناشی از تجربه اندک نگارنده در زمینه فعالیت بیمارستانی دامپزشکی بوده است و امید می رود پیش بینی های منتشر شده در این گفتار که بر افول بیمارستانهای دامپزشکی در آینده تاکید دارد به واقعیت نپیوندد و شاهد سالی سرشار از بهروزی و موفقیت برای همکاران شاغل در بیمارستانهای دامپزشکی باشیم.

دکتر امید مرادی- رئیس بیمارستان دامپزشکی مرکزی

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: